سر پرسی زاخاری کاکس

 

شناسنامه :

سر پرسي زاخاري كاكس (20 نوامبر 1864 - 20 فوريه 1937)

Sir Percy Zachariah Cox (20 November 1864 - 20 February 1937) was a British administrator and diplomat in the British Mandate of Iraq. He was born in Herongate, Essex, England and died in Melchbourne, Bedfordshire, England. He established the Iraqi army and constitution. He replaced Sir Arnold Wilson as the British Civil Commissioner in Baghdad in 1920. In 1902, he was adviser to the Sultan of Oman. Nickname: 'Coccus' He replaced Sir Charles Marling as Minister at Tehran from the Indian Political Service and wrote the Anglo-Persian Agreement of 1919. He established the Iraqi army and created the individual state of Kuwait. Kuwait was an autonomous caza within the Ottoman Empire which was setup in the Anglo-Ottoman Convention of 1913.

=============

مجتهد برازجاني و سر پرسي كاكس

سيدمصطفي تقوي در دوران جنگ جهاني اول، ايران گرفتار بحرانهاي پس از نهضت مشروطيت بود. ضعف مديريت همراه با مجموعه بحرانهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي، رمقي براي كشور باقي نگذاشته بود و از اين رو، دولت مركزي حتي قادر به حفظ بيطرفي اعلام شده خود هم نبود. ب ورود عثماني به عرصه جنگ بر ضد متفقين، شمال و جنوب ايران نيز جولانگاه بيگانگان گرديد. در چنين شرايطي نيروهاي مردمي به طور خودجوش به دفاع از حريم وطن برخاسته و به تجاوز بيگانگان پاسخ مي‌گفتند. جنوب ايران شاهد نمونه‌هاي درخشاني از شجاعت و فداكاري بود. هنگامي كه دولت انگليس بوشهر ر تصرف كرد و قصد تصرف ديگر مناطق استراتژيك جنوب ر داشت، اين مقاومت خودجوش مردمي بود كه توانست او ر از تحقق اين هدف شومش بازدارد. خانه ميرز علي تاجر كازروني در برازجان يكي از كانونهاي گردهمايي سران ايلات و ديگر رهبران مردم براي مشورت و تصميم‌گيري درباره چگونگي نبرد ب انگليس بود. در همين نشسته معمول نامه‌هايي كه از رهبران مناطق مختلف عمليات جنگي مي‌رسيد، مورد مطالعه و بررسي قرار مي‌گرفت و سپس تصميمهاي مناسب گرفته مي‌شد. اين نشسته ب حضور آيت‌الله شيخ محمدحسين برازجاني مجتهد معروف آن ديار انجام مي‌گرفت. در يكي از اين نشسته پس از آنكه نامه‌هاي رئيس علي دلواري و شيخ حسين خان چاه كوتاهي خوانده و به بحث گذاشته شد، سلطان احمد اخگر، صاحب منصب ژاندارمري، كه در جلسه حضور داشت، رو به شيخ كرده و گفت: دو ماه قبل تلگرافي از جنرال كاكس به آقاي شيخ محمدحسين رسيده و ايشان هم جواب داده‌اند و آقاي كازروني سواد هر دو مخابره ر در بوشهر به طبع رسانيده منتشر كرده بودند. چند مرتبه از اقاي كازروني تقاض كردم كه يك نسخه از آن ر به من بدهند براي ياور علي‌قلي خان ارسال [به] آباده دارم. ايشان نداشتند اگر جناب شيخ نسخه آن ر دارند لطف كنند. “ شيخ كه در هماهنگ‌سازي مبارزان جنوب نقش مهمي داشت، ارسال آن نامه ر براي علي‌قلي خان هم مفيد دانست و اظهار داشت: ” من يك نسخه دارم كه اينك تقديم مي‌كنم.“ آن نسخه مشتمل بر تلگرافي بود كه سر پرسي كاكس نماينده دولت بريتاني در بوشهر براي آيت‌الله برازجاني مخابره كرده بود و پاسخي كه شيخ براي او فرستاده بود. در تلگراف كاكس آمده بود: جناب مستطاب علام فهام شيخ محمدحسين زيدت افاضاته چون يقين دارم رعيت صادق دولت ايران هستيد، از اين رو در اين داهيه مهمه مقتضي مي‌دانم كه حقايق و اطلاعاتي ر كه دارم و شايد نزد خودتان نباشد، به آن دوستدار خبر دهم. دولت انگليس از سابق دوست صادق ايران بوده و در اشكالاتي كه ايران داشته مساعدت نموده و معاونت ماليه و ساير تأييدات به دولت مزبوره مبذول داشته است. در وقت حاضر و درخصوص جنگ اروپ چنانچه اطلاع داريد دولت انگليس ب آلمان در حالت حرب است و آلمان براي اغراض نفسانيه عثماني ر نيز به جنگ كشانيده، ب وصف اينكه ابد جهاتي نبود كه مملكتين متحابين انگليس و عثماني به جنگ مبادرت نمايند. ولي اگر چه بريطانيه عظمي ب دولت عثماني در جنگ مي‌باشد ولي چون معلوم است كه بزرگترين دولت فرمان‌گذار بر مسلمين است، كرار به واسطه تعهدات علني خود ظاهر ساخته كه اماكن مشرفه در حجاز، و عراق ر مصون و محترم خواهد داشت و آذوقه به خرج خود جهت حجاج و اهالي جده و مشاهد مشرفه فرستاده و بدين طور مشهود ساختند كه ب مسلمين هيچ جنگي ندارد. دولت متحابه ايران تاكنون ساعي بوده كه بيطرفي خود ر برقرار دارد، ولي حال مكشوف شده كه دولتين آلمان و عثماني به واسطه اشكالاتي كه به آنه دچار شده‌اند بي طرفي ايران ر ما‌ال‌المصالحه قرار دهند و آن ر نيز در جنگ بكشانند. چند روز قبل مكشوف گرديد كه قونسول آلمان در بوشهر مشغول است اهالي تنگستان ر تحريك مي‌كنند كه به بوشهر حمله بياورند و لازم شد كه مشاراليه از بوشهر رفع داده. و از علائم و اوراق موجوده ظاهر گرديد كه سفير آلمان به دستياري مأموران سوئدي ژاندارمري بدون اطلاع دولت ايران درصدد بوده‌اند كه امر و اعيان جنوب ر برانگيزانند و آنه ر تحريك كند كه به معاونت ژاندارمري مخاصمت ب انگليس ر مشغول شوند. و نيز مطلع مي‌شويم كه صاحب منصبان ژاندارمري درباب مجاري واقعات جنگ اخبار كذب اشاعه مي‌دهند و سعي دارند كه اكابر و اعاظم مانند آن دوستدار ر اغو نمايند كه ب خودشان و عثمانيه و آلمانيه همراهي كرده جهدي نمايند كه بر انگليس هجوم نمايند. البته آن دوستدار اينقدر بيهود سر نيستند كه از اين وسيله اغو شوند. چه كه از مخاصمت ب دولت انگليس كه هيچ قصدي و احساس غيردوستانه‌اي نسبت به خودت ن ندارد نه تنه خودتان ر دچار مصيبت خواهيد كرد بلكه ثلث دولت خود ر مال‌المصالحه قرار خواهيد داد. دولت ايران هيچ اطلاعي از اين دسائس ندارد... طريق اسلم به جهت آن دوستدار اينكه دسائس و تحريكات اين آشوب‌طلبان خارجه ر اكيد مقاومت نمايد... بهتر از اين توضيح و اخطار كامله، اگر ت آن درجه لاابالي باشيد كه از خطه بيطرفي تخطي نمائيد ملامت بر خودتان وارد است. در اين تلگراف كاكس ب اظهار دوستي صادقانه! بريتاني نسبت به ايران و اظهار اينكه در جنگ رعايت احترام مشاهد مقدسه مسلمين ر كرده، و اينكه تحركات مبارزان جنوب براي دفاع از وطن ر دسيسه آلمان و عثماني وانمود سازد، كوشيد ت شيخ ر از رهبري مبارزات بازداشته و در نهايت او ر تهديد كرده و مسئول عواقب امور معرفي كرد. شيخ نيز در پاسخي محكم و قاطع به ايشان، به دفاع از دين و وطن تأكيد كرده و دولت انگليس ر مسئول پيامدهاي تجاورگريشان دانست. اين موضع شيخ تحسين همه مبارزان جنوب ر برانگيخت و آنان ر در مبارزه استوارتر ساخت. رئيس علي دلواري در نامه‌اي به شيخ در اين باره چنين نوشت: « ... كمااينكه تلگراف تهديدآميز به حضرت مستطاب عالي كرده بودند. در حقيقت جوابي كه از طرف ذيشرف در جواب تلگراف ايشان صادر شده بود به قدري مشعوف شدم كه خداوند عالم حد آن ر مي‌داند. همين جواب بود كه فرموده‌ايد. آفرين، افرين، آفرينِ خداي بر شم باد. شايسته است كه عموم اهالي فارس و خليج به داشتن وجود مباركي مثل حضرتعالي كه در اين مواقع اينگونه جواب قانوني دندان شكن به اجانب داده‌ايد فخر و مباهات نمايند.» اينك پاسخ شيخ به كاكس: تلگراف شم رسيد. اگرچه نظر به صداقتم در خدمتگزاري كليه دول اسلامي علي‌الخصوص وطن عزيزم ايران مي‌بايست جواب شم ر توسط حكومت بنادر داده باشم، كم اينكه مي‌بايستي مخابرات شم هم به توسط حكومت ايراني به من برسد، ولي چون شم برخلاف قاعده رفتار كرده و مبادرت به مخابره مستقيم نموده‌ايد، ناگزير من هم مستقيم جواب مي‌دهم. راجع به محاربه عموميه كه دولت جليله ايران مسلك بي طرفي اختيار نموده است، اين مسئله واضح است... علت هيجان ملت برعليه دولت شما، همان مداخلات دولت متبوعه شم و روس در خليج فارس و نقاط جنوبي و شمالي ايران است كه هر وقت توانسته‌ايد برخلاف بي طرفي ايران اقداماتي كرده‌ايد. و اگر به قول شم آلمانيه نيز مشغول تهييج عشاير ايران هستند مطلبي است كه تاكنون برهان قوي براي اثبات آن در دست نداريد. و بر فرض چنانكه شم مي‌گوييد باشد، شم اين طريقه غيرمرضيه ر به آنه آموختيد و كمال اسف ر دارم كه وطن م ر جولانگاه مغرضانه خود و ديگر اجنبيان نموده و بدين سبب ملت نجيب ايران ر مجبور به بعضي حركات كرده و حال آنكه به خوبي مطلع هستيد كه هر فردي از افراد نجيب ايراني تاكنون ساعي بوده كه شئون بي طرفي دولت عليه خود ر محفوظ و مقدس دارد... اداره ژاندارمري عبارت از يك قوه دولتي است كه تابع اوامر حكومت مركزي مي‌باشد و ت به حال احدي از آحاد ي صاحب منصبان آنه كاري كه خارج از وظيفه رسمي ي وطن‌پرستي آنه باشد ننموده است... راجع به همراهي دولت انگليس به دولت عليه ايران كه اشاره نموده بوديد... ملت ايران ر عقيده بر آن است كه تمام صدمات وارده از شمال به تصديق دولت انگليس بوده... ملت ايران بعد از متابعت ديانت، دوستدار دولت و استقلال خود بوده و كمال احتراز ر از مخالفت ب دولت خود دارد... ب كمال اسف به شم اطلاع مي‍دهم كه عمليات اخيرشم در خليج[فارس] و ناصري[اهواز] و محمره [خرمشهر] و بردن قونسول آلماني كه به كلي مخالف بي طرفي ايران است، بيشتر افكار ر به هيجان آورده است و امروز تقريب يك لك [صد هزار] تفنگچي دشتي و دشتستاني و تنگستاني اصرار بر قطع علايق دوستي ر ب شم دارند..... اين نكته ر هم اخير خاطرنشان مي‌نماييم كه اگر هر آينه عمليات جنگجويانهُ شم دوام پيد نمود و در ظرف مستقبل جلوگيري از ملت ممتنع گرديد، ملامت و مسئوليت راجع به حركات ل اباليهُ شماست كه از خطهُ بي طرفي تخطي نمه‌ايد و اينجانب ر هيچ مسئول و ملامتي نيست.