نفت

مقاله شماره 1 :

 وزارت نفت جمهوری اسلامی ايران
 

تاريخچه
به دنبال اعطاي امتياز استخراج و بهره برداري از نفت سراسر ايران – به غير از 5 استان شمالي – در سال 1280 (هـ . ش) از سوي مظفر الدين شاه قاجار به «ويليام ناكس دارسي» انگليسي، مته حفاري اولين چرخش هاي خود در خاك خاورميانه را تجربه كرد و به اين ترتيب نام ايران به عنوان خاستگاه نخست صنعت نفت خاورميانه، در تاريخ عمليات نفتي ايران منطقه زرخيز جهان ثبت شد. اكنون يك قرن تمام، از آن تاريخ مي گذرد و صنعت نفت ايران خود را براي آغاز دومين سده از حيات خويش آماده مي كند.
صنعت نفت طي اين دوران يكصد ساله، ازسويي به عنوان يك پديده فني و صنعتي دريچه علم روز دنيا را به روي ايرانيان گشود و از سوي ديگر در پيوند با مطامع خارجيان، منشأ و محور رويدادهاي بسياري در زمينه هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي كشور شد كه پرداختن به هر يك مستلزم بازنگري دقيق و ژرف در تاريخ تحولات يكصد ساله اين سرزمين است.
فوران نفت از اولين چاه حفر شده در منطقه مسجد سليمان درسال 1287، احداث پالايشگاه نفت آبادان در سال 1292، تجديد نظر نافرجام در امتيازنامه دارسي درسال 1312، پيروزي نهضت ملي شدن صنعت نفت در سال 1329، عقد قرارداد بي ثمر با كنسرسيوم در سال 1333 - كه حاصلي جز تسلط بيگانگان بر مخازن نفت ايران نداشت – رويكرد نمادين به صنايع پتروشيمي و گاز در دهه 1340 و بالاخره بهره برداري بي رويه از منابع نفت كشور، از جمله رويدادهاي تأمل انگيزي هستند كه هر يك با نكاتي درس آموز، در متن و حاشيه خود همراه است.
با پيروزي انقلاب اسلامي، تمامي مناسبات و قواعد پيشين منسوخ شد و به دنبال خروج تمامي كاركنان خارجي از صنعت نفت ايران، اداره كامل آن در اختيار نيروهاي متخصص و پر توان داخلي قرار گرفت.
هر چند بروز جنگ تحميلي، صدمات بسياري را بر پيكره اين صنعت وارد كرد، اما به دنبال پايان يافتن جنگ علاوه بر بازسازي و جبران خسارت ها، تلاشي پردامنه در حوزه هاي برنامه ريزي و عملياتي شكل گرفت و صنعت نفت به عنوان محور تحولات و دگرگوني اساسي، در فرايند رشد و توسعه كشور، فصل نوين فعاليت هاي خود را آغاز كرد.

گزارشي كوتاه از چالشي يكصد ساله
چگونه نخستين ميدان نفتي خاورميانه كشف شد ؟
پايه صنعت نفت ايران با امضاي امتيازنامه معروف «دارسي» در 28 ماه مه 1901 گذارده شد و اينك صنعت نفت ايران يكصدمين سال تولد خود را جشن مي گيرد.
البته استفاده از چشمه هاي سطح الارضي نفت و قير به صورت سنتي و ابتدايي از باستان زمان در ايران شناخته بود. در نيمه دوم قرن نوزدهم تقريباً از همان زمان كه صنعت جديد نفت در امريكا آغاز شد (1859) چندين امتيازنامه براي استخراج معادن نفت در ايران به امضاء رسيد. حفاري هايي نيز در برخي از نقاط كشور به عمل آمد، ليكن هيچ يك به نتيجه رضايت بخشي منتهي نگرديد.
مرحله اول عملياتي نيز كه به موجب امتيازنامه دارسي در مناطق قصر شيرين و چاه سرخ انجام شد چندان رضايت بخش نبود. حفاري در اين مناطق اگر چه وجود نفت را به اثبات رساند، اما بازده چاه ها چنان نبود كه ادامه عمليات در همان نقاط را توجيه كند. در مرحله بعدي دستگاه هاي حفاري به نواحي جنوبي تر يعني حوالي شوشتر انتقال يافت. كارشناسان نسبت به نتيجه عمليات در اين منطقه خوش بين بودند اما مشكل عمده آن بود كه سرمايه دارسي كفاف نمي داد. طرح هاي آينده مستلزم هزينه هاي سنگين تري بود كه دارسي شخصاً نمي توانست از عهده آن بر آيد. او تا اواخر سال 1904، حدود دويست و بيست و پنج هزار ليره خرج كرده بود كه در آن زمان مبلغ هنگفتي به حساب آمد.
عاقبت گره كار، به دست يك شركت اسكاتلندي گشوده شد كه امتيازي در كشور برمه داشت و پالايشگاهي نيز در رانگون تأسيس كرده بود. در آن ايام وزارت درياداري انگليس درصدد بود كه سوخت كشتي هاي جنگي خود را از زغال به نفت تبديل كند و براي انجام اين امر سالانه به 50 هزار تن نفت نياز داشت.
دولت انگليس براي تأمين اين مقدار نفت به آن شركت اسكاتلندي كه « شركت نفت برمه» ناميده مي شد مراجعه كرد، ولي ذخاير نفتي شركت چندان نبود كه بتواند تعهد دراز مدتي را در اين باب بر عهده بگيرد و كارشناسان فني، توسعه بيشتر عمليات در حوزه امتياز برمه را توصيه نمي كردند. اما دارسي ناحيه امتياز نويد بخش تري را در اختيار داشت كه اگر امكانات مالي شركت برمه براي سرمايه گذاري هاي بيشتر به ياري او مي آمد مشكل درياداري انگليس نيز حل مي شد.
مذاكرات ميان دارسي و شركت نفت برمه در سال 1905 به تشكيل شركتي به نام «سنديكاي امتيازات» (Concessions Syndicate Ltd. ) انجاميد. مركز اين شركت در « گلاسكو» بود. قرار شد عمليات حفاري در پيرامون مسجد سليمان از سوي اين شركت، با پشتيباني مالي شركت برمه، پي گرفته شود. شركت جديد براي پيشبرد مقصود خود قراردادي هم با سران ايل بختياري امضا كرد و آن ها متعهد شدند كه در برابر دريافت حقوق معيني حفاظت اموال و تأسيسات شركت را در منطقه عمليات عهده دار گردند. اين قرارداد كه با پادرمياني كنسول انگليس در اصفهان و بدون اطلاع مقامات دولتي ايران انعقاد يافت. هيچ گاه مورد شناسايي و قبول دولت ايران واقع نشد و سرانجام در سال 1924 پس از روي كار آمدن رضا شاه رسماً ملغي گرديد.
در هر حال عمليات حفاري در چند نقطه دنبال شد. دو حلقه چاه كه در شمال اهواز حفر شد نتيجه مطلوب نداد، اما حفاري در مسجد سليمان در 26 ماه مه 1908 به نفت رسيد و آزمايش هاي بعدي نشان داد كه كارشناسان آن چه را كه جست و جو مي كردند، يافته اند. چاه دوم و سوم هم وجود منبع عظيم نفتي را به ثبوت رساند و بدين ترتيب نام مسجد سليمان به عنوان نخستين ميدان نفتي خاورميانه در تاريخ نفت جهان ثبت شد.
از شگفتي هاي تقدير آن است كه «رينولدز» رييس عمليات حفاري كه پس از اين كشف مهم شادمانه به اهواز بر مي گشت نامه أي را از مركز شركت در اسكاتلند دريافت كرد كه در تاريخ 14 ماه مه نوشته شده بود. مضمون نامه، كه كمتر از دو هفته پيش از موفقيت حفاري در مسجد سليمان به قلم آمده بود، حكايت از آن برداشت كه صاحبان شركت از پيشرفت عمليات در آن ناحيه نوميد گشته و به رينولدز دستور داده اند كه اگر حفاري ها در عمق 1500 تا 1600 پا به نفت نرسد بساط خود را جمع و ماشين آلات و تجهيزات را به محمره (خرمشهر) در كنار دريا منتقل كند.

تشكيل شركت نفت انگليس و ايران
شركت برمه و شركت سنديكاي امتيازات چند ماه پس از كشف نفت در مسجد سليمان با يك سرمايه دار انگليسي به نام لرد استراتكونا (Lord Strthcona ) شركت جديدي با نام « شركت نفت انگليس و ايران» (Anglo Persian Oil Company ) تأسيس كردند. تمام حقوق امتيازنامه دارسي به اين شركت جديد انتقال يافت و دارسي خود نيز به عضويت هيأت مديره اين شركت درآمد. اكنون ديگر مي بايستي مقدمات توليد و صدور نفت را فراهم مي كردند. تصميم بر آن شد كه نفت پس از توليد به آبادان انتقال يابد و در اين نقطه پالايشگاهي احداث و فرآورده هاي نفتي از آن جا بازگيري شود. براي انتقال نفت به آبادان، ايجاد خطوط لوله أي به طول 138 «ميل» ضرورت داشت. ساختمان پالايشگاه، مخازن، وسايل بارگيري، اسكله و غيره نيز در دستور كار قرار گرفت. اراضي مورد نياز پالايشگاه را شيخ خزعل، حاكم محمره(خرمشهر) كه با نماينده سياسي بريتانيا در خليج فارس روابط ديرين داشت به موجب قراردادي در اختيار كمپاني گذاشت. توافق شد كه علاوه بر مال الاجاره سالانه ارضي يك وام ده هزار ليره أي به شيخ داده شود و نيز نماينده سياسي بريتانيااطمينان داد كه شيخ و خانواده او از حمايت دولت متبوع وي برخوردار خواهند بود.
پيدا است كه شركت نفت پايه هاي كار خود را بدون اعتنا به دولت مركزي ايران، از طريق اعمال نفوذ مقامات و نمايندگي هاي سياسي بريتانيا مستحكم مي ساخت. قرار و مدارهاي شركت با خان هاي بختياري و شيخ محمره نمونه بند و بست هايي بود كه تا استقرار كامل حكومت رضا شاه و قلع و قمع شيوخ و خان ها به دست وي ادامه داشت. اين شيوه كار در پانزده سال دوران اقتدار رضا شاه متروك گرديد و پس از سوم شهريور 1320 با ورود قواي نظامي بريتانيا به ايران با شدت و وسعت بيشتري از سر گرفته شد.

آغاز عمليات پالايش و صدور نفت از ايران
علميات احداث پالايشگاه در اكتبر 1909 شروع شد. كاركنان شركت كه تا آن زمان محدود به چند نفر حفار، مكانيك، قاطرچي، يك حسابدار و يك پزشك بود به سرعت فزوني گرفت و در سال 1910 به 2500 تن رسيد. نخستين هواپيما توسط شركت در سال 1911 به ايران وارد شد و اولين محموله نفت خام ايران در سال 1912 صادر شد. تا سال 1914 تعداد چاه هاي حفاري شده در مسجد سليمان به 30 حلقه رسيده بود. در همين سال توافقي ميان دولت انگليس و شركت نفت حاصل گرديد كه به موجب آن اكثريت سهام شركت در اختيار دولت قرار گرفت. از آن پس دولت انگليس همواره دو نماينده در هيأت مديره شركت داشت كه داراي حق «وتو» بودند و مي توانستند تصميمات هيأت مديره را كه منافي با مصالح دولت انگليس تشخيص دهند وتو و از اجراي آن جلوگيري كنند. اين قرارداد در آستانه جنگ جهاني اول يعني در 17 ژوئن سال 1914 به تصويب مجلس عوام انگلستان رسيد و دريا داري انگليس يك قرارداد محرمانه با شركت امضاء كرد كه بر اساس آن كليه سوخت مورد نياز نيروهاي دريايي به قيمتي نازل تحويل داده مي شد.
جنگ جهاني ا ( 1914-1918 ) اه عظيم فت را روشن ساخت. البته استفاده از نفت در جنگ ها سابقه بسيار كهن دارد. تاريخ نگاران در اشاره به سازمان نيروهاي منظم جنگاوران قديم همچنان كه از دسته هاي سوار، پياده، كماندار، نيزه باز و غيره نام مي برند، از دسته ويژه أي به نام «نفاطه» يا نفت انداز نيز ياد مي كنند. اما استفاده از نفت در جنگ هاي امروزي همانند گذشته، در انحصار دسته معيني نيست. در واقع تمام نيروي شگرف تحرك و آتش هولناك و مهيبت درجنگ هاي امروزي، درخشكي، دريا و هوا، مرهون نفت است. خودرو، تانك، كشتي و هواپيما بدون نفت قادر به حركت نيستند. بر اساس همين واقعيات است كه لرد كرزن پس از تجربه جنگ جهاني اول گفت : كشتي جنگ روي امواج نفت به پيروزي رسيد.

بروز اختلاف
بريتانيا تازه ارزش و اهميت امتيازي را كه از طريق دارسي در ايران به دست آورده بود، دريافته بود. اما توجه به اهميت و ارزش نفت سبب نشد كه شركت صاحب امتياز يا دولت بريتانيا قدرداني و حق شناسي نسبت به ايران ابراز كند. بر عكس، هر چه اوج و اعتبار نفت بالاتر رفت، به حرص، تنگ چشمي، كفران و بيداد آن ها در برابر ايران افزوده شد. در جنگ جهاني اول با آن كه ايران از همان آغاز اعلام بي طرفي كرده بود، قواي متخاصم وقعي بر آن ننهاده و خاك اين كشور را به ميدان جنگ مبدل كردند و در جريان اين كشمش ها خط لوله أي كه نفت را از مسجد سليمان به آبادان مي رساند، بر اثرخرابكاري عمال آلمان قطع شد و تعمير و راه اندازي آن تا 5 ماه به درازا كشيد.

رضا خان و درگيري او با مسأله نفت
رضاخان سردار سپه كه با كودتاي سال 1921 در عرصه سياست ايران ظاهر شد در سال 1923 به نخست وزيري رسيد و در سال 1925 تاج گذاري كرد. او در قدم اول به برچيدن بساط شيخ خزعل كه خود را امير عربستان مي خواند و عملاً خرمشهر و اهواز را از اختيار دولت خارج كرده بود همت گماشت. خزعل در اوايل سال 1925 بازداشت شد و بقيه عمر را تحت نظر شهرباني در تهران به سر برد. نظم و امنيتي كه رضاخان برقرار كرد به نفع شركت نفت بود. قدرت دولت از هر گونه تشكل و حركت اعتراض آميز، در ميان كارگران جلوگيري مي كرد. اولين اعتصاب كارگري نفت جنوب در سال 1929 (1308) اتفاق افتاد. شرايط زندگي كارگران بومي بسيار نامناسب و غير قابل تحمل بود. شمار كاركنان صنعت در آن زمان به 30 هزار تن مي رسيد كه 6 هزار تن آنان انگليسي و هندي بودند. اعتصاب با دخالت نيروهاي دولتي خاتمه يافت و در حدود 200 نفر از سردمداران آن بازداشت شدند كه برخي از آنان تا پايان سلطنت رضا شاه همچنان در زندان بودند.
رضا شاه يك سال پس از تاج گذاري توجه خود را به مسأله نفت معطوف كرد. او براي اجراي طرح هاي بزرگي، مانند راه آهن سر تا سري و نيز تامين هزينه هاي نظامي احتياج به پول داشت. نظر دولت ، ابتدا آن بود كه اختلافات را به داوري ارجاع كنند، ليكن شركت نفت پيشنهاد گرد كه به جاي آن بكوشند تا مساله را از راه مذاكره فيصله دهند.

الغاي امتياز نامه دارسي و امضاي قرار داد جديد
از طرف دولت، سردار معظم خراساني معروف به « تيمورتاش» وزير مقتدر دربار مأمور مذاكره با شركت شد. دولت خواستار آن بود كه 25 درصد از سهام شركت به ايران واگذار شود، حق الامتياز بر مبناي 2 «شيلينگ» در هر تن نفت تثبيت گردد، در حدود سه چهارم ناحيه امتياز مسترد شود، شركت مطابق قوانين ايران ماليات بپردازد و حقوق ايران در كليه عمليات شركت پس از پايان مدت امتياز هم محفوظ بماند. در صورت قبول اين شرايط دولت حاضر بود كه مدت قرارداد را 20 سال ديگر تمديد كند. اين مذاكرات تا سال 1931 ادامه يافت.
در آن سال درآمد ايران از نفت به يك چهارم سال پيش، يعني از حدود يك ميليون و دويست و هشتاد هزار به حدود سيصد هزار ليره تقليل پيدا كرد. شركت نفت اين كاهش درآمد را معمول بحران اقتصادي جهاني مي دانست. اما رضا شاه كه از اطاله مذاكرات و بهانه گيري هاي شركت ناراحت بود اين كاهش ناگهاني و شديد درآمد را بر نتافت و در شرايطي كه كنترل اعصاب خود را از دست داده بود پرونده نفت را از وزيران خود گرفت و در داخل بخاري كه مي سوخت انداخت و سپس دستور داد امتياز دارسي را ملغي اعلام كنند. دستور شاه فوراً به شركت ابلاغ شد و مجلس هم در جلسه دهم آذرماه 1311 تصميم وي را تأييد كرد.
دولت انگليس طي يادداشت شديد اللحني، به اين اقدام ايران اعتراض كرد و چند كشتي جنگي به خليج فارس اعزام و نيز شكايتي عليه ايران در شوراي جامعه ملل- كه در حكم سازمان ملل متحد امروز بود- مطرح كرد، ولي به توصيه مجدد شورا قرار شد كه طرفين اختلاف خود را از راه مذاكره حل كنند.
مذاكرات نمايندگان ايران با شركت نفت، نخست در اروپا و سپس در تهران، دنبال شد و تا 24 آوريل 1933 ادامه يافت. در نتيجه دو طرف در كليه مسايل اصلي به توافق رسيدند، مگر در مورد تمديد مدت امتياز دارسي كه قرار بود در سال 1951 خاتمه يابد، اما «كدمن» اصرار داشت كه 30 سال ديگر بر آن افزوده شود. سرانجام، در اين باره نيز شاه شخصاً مداخله كرد و قرارداد جديد، با قبول تمديد مدت، منعقد شد.

جنگ جهاني دوم و نفت
جنگ جهاني دوم، اهميت نفت را صد چندان نمايان كرد. بخش عمده مصارف نيروي هوايي متققين در جبهه هاي خاروميانه و خاور دور و اروپا، از آبادان تامين مي شد. در شهريور 1323 دولت شوروي معاون وزارت خارجه خود را براي تحصيل امتياز نفت به تهران فرستاد. جواب منفي دولت ايران كه تصميم گرفته بود تا پايان جنگ از اعطاي امتياز خودداري نمايد موجب خشم شوروي گرديد و از سوي حزب توده تظاهراتي در سر تا سر كشور بر ضد دولت بر پا شد.

مصدق و قانون تحريم امتياز
در همين اثنا بود كه دكتر مصدق قانون معروف به تحريم امتياز نفت را به تصويب مجلس رساند (11آذر 1323 ). جنگ جهاني دوم در باز دهم شهريور سال 1324 پايان يافت و متفقين تعهد كردند كه ظرف 6 ماه پس از پايان جنگ، نيروهاي خود را از ايران خارج كنند، اما دولت شوروي كه از رد تقاضاي خود در مورد امتياز نفت سخت رنجيده بود، اين تعهد راناديدهگرفت ولي به دنبال امضاي توافق نامه معروف «قوام – سادچيكف»، نيروهاي خود را از ايران خارج كرد.

نهضت ملي شدن نفت
مبارزات انتخاباتي دوره شانزدهم مجلس، ترور شاه در 15 بهمن 1327 و تبعيد آيت ا … كاشاني، قتل هژير به دست گروه فداييان اسلام در 13 آبان 1328، موفقيت جبهه ملي در انتخاب تهران و بازگشت آيت ا… كاشاني از تبعيد، وقايعي بود كه يكي پس از ديگري موجب داغ تر شدن بحث نفت گرديد.
موافقت نامه معروف به «گس – گلشاييان » كه حاصل مذاكرات دولت با شركت نفت بود،در آخر دوره پانزدهم به مجلس داده شد، ليكن بحث و تصميم درباره آن به مجلس شانزدهم موكول گرديد. اين موافقت نامه حق الامتياز دولت را افزايش مي داد اما وافي به مقصود اصلي يعني استيفاي حقوق ايران نبود، چه در همان ايام اصل تنصيف منافع معروف به قرار«پنجاه – پنجاه» در ونزوئلا مورد قبول قرار گرفته بود. در خاورميانه هم شركت هاي آمريكايي كه امتياز نفت عربستان سعودي را داشتند، اجراي همان اصل را پذيرفتند و توافق درباره آن در 30 دسامبر سال 1950 رسماً اعلام گرديد. دولت رزم آرا لايحه نفت را از مجلس پس گرفت، تا مذاكرات را با شركت نفت ادامه دهد اما فرصت نيافت.
گلوله اي كه در 16 اسفندماه 1329 از طپانچه خليل طهماسبي خارج شد و رزم آرا را از پاي درآورد. صفحه جديدي را در تاريخ نفت ايران رقم زد. كميسيون خاص نفت در مجلس كه رياست آن را دكتر مصدق بر عهده داشت در 17 اسفندماه مقارن همان زمان كه جنازه رزم آرا را به گورستان مي بردند پيشنهاد ملي كردن نفت را تصويب كرد و گزارش كميسيون در 29 اسفندماه 1329 به تصويب قوه قانونگذاري نيز رسيد.

قانون اجراي ملي شدن نفت و دولت مصدق
پس از ترور رزم آرا، حسين علاء مامور تشكيل دولت شد ودر همان ايام موج اعتصاب در ميان كارگران نفت در خوزستان بالا گرفت. علاء در 7 ارديبهشت 1330 استعفا داد و به دنبال آن، مجلس به نخست وزيري دكتر مصدق راي تمايل داد. قانون 9 ماده اي اجراي اصل ملي شدن صنعت نفت كه كميسيون خاص نفت آن را تدوين كرده بود، در 9 ارديبشهت سال 1330 به تصويب قوه قانونگذاري ايران رسيد و با تاييد شاه در 10 ارديبهشت قابليت اجرا يافت و فرداي آن روز، دكتر مصدق برنامه دولت خود را به مجلس ارايه داد. قدم اول در اجراي اصل ملي شدن نفت تشكيل شركت ملي نفت ايران بود كه سه نفر به عنوان هيات مديره موقت آن منصوب شدند. اين هيات در 19 خرداد 1330 به آبادان وارد شد و در 20 خرداد پرچم ايران را بر فراز اداره مركزي شركت نفت در خرمشهر بر افراشت. هيات مديره دستور داشت كه راه را بر صادرات نفت ايران نبندد، بنابراين موافقت كرد كه بارگيري كشتي ها بر روال سابق ادامه يابد، منتهي هر كشتي در برابر نفتي كه تحويل مي گيرد «رسيد» بدهد، تا بعداً به حساب ها رسيدگي شود. اما كشتي ها كه غالباً از نفت كش هاي خود شركت يا اجاره شركت بودند دادن رسيد را مشروط به حفظ حق شركت نفت كردند و از دادن رسيد غير مشروط خودداري نمودند و لذا حمل نفت ازآبادان متوقف گرديد.
مخازن و انبارها در اندك زماني پر شد و ناچار پالايشگاه نيز از كار باز ايستاد و كارمندان خارجي نفت كه تعداد آنان در حدود 4500 نفر بود به طور دسته جمعي استعفا دادند. مجموع كاركنان شركت از ايراني و خارجي، در آن زمان در حدود 61500 تن بودند. با توقف عمليات، علاوه بر قطع درآمد نفت حقوق كاركنان ايراني نيز بر عهده دولت افتاد.

كوشش هاي ناكام براي حل مساله نفت
در تاريخ 20 خرداد كه هيات مديره موقت، با خلع يد از شركت نفت در خرمشهر استقرار يافت، هياتي به رياست «بازيل جكسن» (Basil Jackson) نايب رييس هيات مديره شركت نفت به ايران وارد و پيشنهادهايي ارايه داد ليكن پيشنهادهاي او به سبب مغايرت با قانون ملي شدن نفت مورد قبول قرار نگرفت.
هم زمان به اين جريان، دولت انگليس شكايتي عليه ايران در ديوان دادگستري بين المللي لاهه مطرح كرد و موفق به دريافت دستور موقتي از آن ديوان شد مبني بر اين كه اداره تاسيسات به قرار سابق ادامه يابد و دولت از مداخله خودداري نمايد، تا ديوان فرصت رسيدگي و اظهار نظر در ماهيت دعوي را داشته باشد. ايران كه منكر صلاحيت ديوان براي رسيدگي به اين دعوي بود آن دستور را نپذيرفت و چون «ميسيون جكسن» به شكست انجاميد، «ترومن» رييس جمهور آمريكا يكي از بلندپايه ترين مشاوران خود، «هريمن» را به پا درمياني به تهران فرستاد و هيات ديگري نيز، به رياست يكي ازوزيران انگليس به نام «استوكس» به تهران آمد. اما اين مذاكرات نيز راه به جايي نبرد و هريمن در پي استوكس پس از شكست مذاكرات تهران را ترك گفت. دولت انگليس كه از چندي ي نقشه توسل به نيروي نظامي و اشغال خوزستان وآبادان را داشت عده اي چترباز به قبرس اعزام كرد و كشتي هاي جنگي انگليس در برابر آبادان لنگر انداختند ليكن اين نقشه با مخالفت جدي آمريكا كه بيم داشت، پاي شوروي نيز به ميان كشيده شود، عقيم ماند.

قيام سي ام تيرماه 1331
به دنبال اعتراض و شورش همگاني مردم، قوام در 30 تيرماه سال 1331 مجبور به استعفا شد و مصدق بار ديگر بر سركار آمد. تقريباً يك ماه پس از اين رويداد، پيشنهاد مشتركي از سوي «چرچيل» و «ترومن» براي حل و فصل مساله نفت ارايه شد (5 شهريور 1331) ليكن اين پيشنهاد نيز به علت ناسازگاري با اصل ملي شدن نفت مردود اعلام گرديد. در اين هنگام دكتر مصدق براي جلوگيري از تحريكات جاسوسان انگليس كه در پوشش ديپلماتيك دست به فعاليت هاي وسيعي در جهت براندازي دولت زده بودند تصميم به قطع روابط سياسي با بريتانيا گرفت.

كودتاي 28 مرداد 1332
در تاريخ 9 خرداد سال 1332 (30 ماه مه 1953) سفير امريكا، تهران را ترك و به واشنگتن رفت. در جلسه اي كه در تاريخ 4 تيرماه (25 ژوئن) با حضور او و مسوولان سازمان سيا در واشنگتن تشكيل شد، طرح كودتا كه براي براندازي مصدق تنظيم شده بود به تصويب «دالس» وزير خارجه آمريكا رسيد و «ايزنهاور» رييس جمهور وقت آمريكا دستور اجراي آن را صادر كرد. «كرميت روزولت» رييس عمليات «سيا» در افريقا و خاورميانه كه ماموريت اجراي طرح را به عهده داشت، در 28 تيرماه با يك گذرنامه جعلي از مرز عراق به ايران آمد.
كودتاگران با فرماني از شاه، داير بر انتصاب سرلشگر فضل ا… زاهدي به نخست وزيري، در نيمه شب، چند تن از وزيران را بازداشت كردند و سرتيپ نصيري را با چند كاميون و زره پوش ارتش به خانه مصدق فرستادند تا فرمان عزل او را ابلاغ كند. اما مصدق كه از نقشه كودتا مطلع شده بود آن اقدامات را خنثي كرد و سرتيپ نصيري نيز بازداشت شد. با صدور اعلاميه دولت در بامداد 25 مرداد كه خبر از شكست كودتا مي داد، شاه با هواپيماي مخصوص به بغداد گريخت و موج مخالفت با سلطنت كه از سوي حزب توده نيز به شدت تقويت مي شد تمام ايران را فرا گرفت. با اين همه كودتاگران از پاي ننشستند و يك بار ديگر در 28 مرداد با آمادگي و سازماندهي بيشتر دست به كار شدند و به ياري عواملي كه در ارتش و نيروهاي انتظامي داشتند پس از تسخير ادارات دولتي و آتش زدن مراكز احزاب و روزنامه هاي هوادار دولت، راديو و مركز بي سيم ارتش را نيز در تصرف خود در آوردند. پيام زاهدي به عنوان نخست وزير جديد از راديو پخش شد و مهاجمان با مسلسل و توپ و تانك به خانه مصدق حمله بردند و پس از غارت خانه، آن را به آتش كشيدند. مصدق كه با چند تن از ياران خود از پشت بام گريخته و به خانه همسايه پناه برده بود، خود را تسليم فرمانداري نظامي كرد. وي پس از يك محاكمه پرسروصدا به احمدآباد تبعيد گرديد و همان جا در گذشت.

قرارداد كنسرسيوم 1333
قرارداد كنسرسيوم با دولت كودتا در سال 1333 به امضا رسيد. در اين كنسرسيوم شركت نفت انگليس و ايران كه نامش به شركت نفت بريتانيا (BP) تبديل شده بود 40 درصد سهم داشت و 40 درصد ديگر سهام را شركت هاي آمريكايي در اختيار داشتند. از بيست درصد باقي مانده 14 درصد به شركت هلندي – انگليسي «شل» و 6 درصد به شركت فرانسوي “CFP” واگذار شد. اين قرارداد به لحاظ مالي تفاوتي با قراردادهاي ديگر خاورميانه نداشت، يعني درآمد ايران بر وفق آن قرارداد، از 50 درصدي كه مبناي تمامي قراردادهاي ديگر بود تجاوز نمي كرد. شركت «بي.پي» علاوه بر 76 ميليون ليره از بابت غرامت تاسيسات پالايشگاه كرمانشاه و پخش داخلي كه از ايران گرفت، مبلغ 214 ميليون ليره (معادل 600 ميليون دلار) نيز از شركاي جديد كه 60 درصد سهام كنسرسيون را به دست آورده بودند، به عنوان سرقفلي وصول كرد. مقررات قرارداد از لحاظ ايران حتي نامساعدتر و سخت تر از شرايطي بود كه چند ماه پيش از سوي آيزنهاور و چرچيل به دكتر مصدق پيشنهاد شده بود. توليد نفت ايران ظرف 3 سال اول قرارداد تقريباً تا همان سطح پيش از ملي شدن افزايش يافت و از آن پس كم كم بر حجم توليد افزوده شد. عمليات بهره برداري كه تا زمان ملي شدن صنعت نفت، محدود به ميدان هاي مسجد سليمان و هفت گل بود به سرعت توسعه پيدا كرد و ميدان هاي عظيم گچساران و اهواز و آغاجاري مورد بهره برداري قرار گرفت.

قانون نفت و قراردادهاي شركت
در سال 1336 يعني 3 سال پس از امضاي قرارداد كنسرسيون نخستين قانون نفت ايران به تصويب رسيد و به موجب اين قانون امضاي قرارداد براساس مشاركت با سرمايه گذاران خارجي در خارج از ناحيه قرارداد كنسرسيوم ميسر گرديد. اين فرمول مشاركت در آن زمان، يك نوآوري بود كه موجب نارضايتي شركت هاي بزرگ نفتي شد، ولي به تدريج نظر خود را عوض كردند و آن را براي ادامه همكاري با كشورهاي توليد كننده نفت مناسب تر يافتند.
قراردادهاي مشاركت ايران بر اساس «پنجاه – پنجاه» تنظيم شده بود يعني 50 درصد سهام از آن شركت ملي نفت ايران بود و 50 درصد ديگر به يك يا چند شركت خارجي تعلق داشت و طرف يا طرف هاي خارجي، از 50 درصد سهام خود 50 درصد هم ماليات به دولت مي پرداختند و به همين دليل، قراردادهاي مزبور به قراردادهاي 25-75 معروف شده بود.
بعدها، در نرخ ماليات بر درآمد تجديد نظر شد و به 85 درصد رسيد و نيز طرف هاي خارجي قراردادها مكلف شدند 20 درصد هم به عنوان بهره مالكانه به شركت ملي نفت ايران بپردازند.

قرارداد خدمت يا پيمانكاري
اما قانون نفت سال 1336 نيز در سال 1353 مورد تجديد نظر قرار گرفت. از آن پس سرمايه گذاري شركت هاي خارجي در عمليات بالادستي نفت، يعني اكتشاف و توسعه و بهره برداري، منحصراً از طريق قرارداد خدمت يا پيمانكاري ميسر شد و مشاركت خارجي در توليد و بهره برداري نفت ممنوع گرديد. به موجب قانون جديد نفت، شركت هاي خارجي كه حاضر به امضاي قرارداد خدمت بودند «ريسك» عمليات اكتشافي را برعهده مي گرفتند. يعني اگر نتيجه عمليات مثبت نبود و به كشف يك ميدان قابل بهره برداري تجاري نمي رسيد، حق مطالبه و بازيافت پولي را كه خرج عمليات اكتشافي كرده بودند نداشتند اما اگر به نفت مي رسيدند مي بايستي ميداني را كه كشف كرده بودند براي بهره برداري به شركتملينفتايران بسپارند و آن گاه مي توانستند هزينه هايي را كه متحمل شده بودند در 10 قسط سالانه، از پول نفتي كه مي خريدند كم كنند.

انقلاب اسلامي و پايان قرادادها
اما قرارداد كنسرسيوم سال 1333 نيز در سال 1353 مورد تجديد نظر قرار گرفت و قرارداد جديدي به جاي آن به امضا رسيد. تصميماتي كه در سازمان كشورهاي صادر كننده نفت (اوپك) گرفته مي شد و در كشورهاي عضو، از جمله ايران به اجرا در مي آمد، روز به روز اختيار عمل شركت هاي خارجي را محدودتر مي كرد، به طوري كه شركت هاي صاحب امتياز در اواخر دهه 70 عملاً در مقام پيمانكار كشورهاي صادر كننده نفت عمل مي كردند. ماليات آن شركت ها از 50 درصد به 85 درصد و بهره مالكانه از 5/12 درصد به 20 درصد افزايش يافته بود. تصميم گيري در تعيين بهاي نفت هم با كشورهاي صادر كننده بود و آن چه براي شركت هاي خارجي باقي مي ماند 22 «سنت» در هر بشكه بود و در ازاي آن نيز شركت هاي عضو كنسرسيون متعهد بودند بخش اعظم نفت توليد شده را برداشت و صادر كرده و روزي 300 هزار بشكه نفت را بعد از تصفيه در پالايشگاه آبادان به صورت فرآورده صادر كنند و علاوه بر آن 40 درصد هزينه هاي سرمايه اي را به عنوان پيش پرداخت بهاي نفت بدون بهره به شركت ملي نفت ايران بپردازند و نيز متعهد بودند تمام خدمات فني مورد نياز عمليات را كه به موجب قرارداد سال 1353 به طور كامل به دست شركت ملي نفت ايران انجام مي شد، از طريق يك شركت خدماتي كه در ايران تاسيس كرده بودند، بدون احتساب منفعت يعني به قيمت تمام شده تا 5 سال در اختيار شركت ملي نفت ايران قرار دهند . انجام اين تعهدات با توجه به محدوديت هايي كه از طريق تصميمات اوپك بر شركت ها اعمال مي شد با مشكلاتي مواجه گرديد، چنان كه كنسرسيوم اندك زماني پس از امضاي قرارداد سال 1953، ادامه آن را براي خود غيرقابل تحمل دانست و خواستار تجديد مذاكره براي تنظيم يك قرارداد جديد شد . مذاكرات طرفين از سال 1976 تا ظهور انقلاب اسلامي ايران ادامه داشت. ليكن اين مذاكرات هيچ گاه به نتايج مثبتي منتهي نشد و آن گاه كه انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره) به پيروزي رسيد، از سوي شركت ملي نفت ايران پايان رابطه با مجموعه شركت هاي عضو كنسرسيوم رسماً اعلام و به آن شركت ها ابلاغ گرديد. چندي بعد كليه قراردادهايي كه پيش از انقلاب در زمينه اكتشاف و استخراج نفت با شركت هاي خارجي به امضا رسيده بود، به استناد ماده واحده مورخ 18 دي ماه سال 1358 شوراي انقلاب ملغي و كان لم يكن اعلام گرديد .

صنعت نفت بعد از پيروزي انقلاب اسلامي
كاركنان ايراني صنعت نفت كه حضور همه جانبه آن ها در مبازرات مردم مسلمان به ويژه اعتصابات سراسري و بستن شيرهاي نفت نقشي عظيم در پيروزي انقلاب اسلامي ايفا كرده بود، پس از خروج شركت هاي نفتي خارجي، مديريت و اجراي عمليات اين صنعت را در كليه بخش ها، از اكتشاف تا حفاري، بهره برداري، انتقال، پالايش و صدور بر عهده گرفتند و به رغم ترديد هاي اوليه از سوي محافل كارشناسي بين المللي، توان و تخصص خود را در اداره موفقيت آميز صنعت نفت ايران به اثبات رساندند.
با آغاز جنگ تحميلي در آخرين روز شهريور ماه سال 1359، مراكز، تاسيسات و مجتمع هاي صنايع نفت، گاز و پتروشيمي، به عنوان حياتي ترين نقاط استراتژيك كشور، مورد شديدترين تهاجمات زميني و هواييي دشمن قرار گرفت و طي بمباران هاي متعدد هواپيماهاي عراق، كه با هدف توقف توليد و قطع صادرات نفت ايران و نيز اخلال در سوخت رساني به شهرها، صنايع و جبهه ها انجام مي شد، به مراكز حياتي صنعت نفت آسيب هاي جدي وارد آمد. طي اين مدت پالايشگاه آبادان منهدم و از فعاليت بازماند و ساير پالايشگاه ها، ده هابار مورد هجوم دشمن قرار گرفت. جزيره خارك و ترمينال هاي صدور نفت به طور مستمر هدف حجم سنگين آتش دشمن بود، ليكن علي رغم تمامي فشارهايي كه با هدف به زانو درآوردن صنعت نفت و اقتصاد كشور انجام مي شد صادرات نفت حتي براي يك روز قطع نشد در اين دوران فراز تازه اي موسوم به «جنگ نفتكش ها » آغاز شد و چاه ها و سكوهاي نفتي نيز از هجوم در امان نماندند.
با اين حال كاركنان توانمند و ايثارگران صنعت نفت، به رغم شهادت مطلومانه قريب به يك هزار شهيد، همچنين اسارت و شهادت وزير بسيجي نفت مهندس محمدجواد تندگويان ضمن حفاظت از تاسيسات و تداوم توليد، پالايش و صادرات نفت، مستمراً و پس از هر هجوم دشمن خسارات وارده را در وتاهرين زمان ممكن بازسازي كرده و از طريق اجراي طرح هاي ابتكاري، ضمن خنثي كردن نقشه هاي دشمن، شرايطي فراهم آوردند كه هيچ گاه براي مردم، كشور و رزمندگان مشكلي پيش نيايد .

حماسه بازسازي و توسعه
با خاتمه جنگ، عمليات بازسازي و نوسازي صنايع نفت با شتاب و جديت پيگيري شد و در اندك زماني، ظرفيت پالايش، توان توليد و ميزان صادرات، از مقدار پيش از آغاز جنگ تحميلي فراتر رفت . در اين دوره وزارت نفت علي رغم محدوديت هاي ناشي از اعمال تحريم توسط امريكا و ساير كشورهاي متحد وي توانست با آينده نگري مبتني بر برنامه ريزي مطلوب توسعه صنعت نفت را در دستور كار خود قرار دهد .
در برنامه هاي توسعه صنعت نفت، 5 محور عمده را مي توان ملاحظه كرد :
1- رويكرد به صنعت پتروشيمي، با توجه به ارزش افزوده بالا و جايگاه محصولات آن در آينده بازار جهاني و نياز صنايع پايين دستي داخلي .
2- اولويت بخشي به بحث توسعه گازرساني به مراكز صنعتي، نيروگاه ها و بخش خانگي، با توجه به مزيت هاي اقتصادي و زيست محيطي گاز طبيعي و جايگزيني اين سوخت پاك با فرآورده هاي ارزشمند نفتي .
3- سرمايه گذاري در بخش بالادستي صنعت نفت و اجراي طرح هاي اكتشافي جهت ارتقاي جايگاه ايران به عنوان دومين توليد كننده نفت در ميان كشورهاي عضو اوپك و نيز دومين دارنده ذخاير گاز طبيعي جهان كه شناسايي ميادين عظيمي چون آزادگان، تابناك و همابخشي از نتايج اين تلاش ها بود .
4- ايفاي نقش فعال در سازمان اوپك و مجامع بين المللي انرژي با هدف ايجاد تعادل در بازارهاي جهاني .
5- تامين منابع مورد نياز توسعه از طريق انعقاد قراردادهاي بيع متقابل، به عنوان راهكار عملي اجراي برنامه هاي توسعه، با تاكيد بر بهره گيري از توان هاي تخصصي و سرمايه اي داخلي و انتقال فناوري .
با پيگيري محورهاي ياد شده طي سال هاي اخير، صنعت نفت ايران توانست در بخش هاي مختلف به موفقيت هاي چشمگيري دست يابد و تحولي بنيادين را در رشد و توسعه تجربه كند .
انعقاد قراردادهاي متعدد به منظور توسعه ميادين نفت و گاز، از جمله مراحل 8 گانه توسعه ميدان پارس جنوبي، قرارداد توسعه ميادين نفتي در فلات قاره ايران و جذب منابع خارجي براي اجراي طرح هاي اكتشافي، افزايش سطح توليدات صنايع پتروشيمي از 500 هزار تن در قبل از پيروزي انقلاب تا ميزان 12 ميليون تن، ارتقاي ظرفيت پالايش نفت كشور از حدود 700 هزار بشكه به يك ميليون و 700 هزار بشكه در روز و برنامه ريزي متنوع در منطقه «ويژه اقتصادي پتروشيمي» به عنوان قطب بزرگ اقتصادي كشور و همچنين « منطقه ويژه اقتصادي – انرژي پارس » گسترش گازرساني و قرار گرفتن بيش از 370 شهر – 5/6 ميليون خانوار- تحت پوشش طرح هاي گازرساني، افزايش قابل توجه خطوط لوله فشار قوي و رشد بي سابقه پالايش و انتقال گاز، بخشي از موفقيت هاي وزارت نفت در سال اخير بوده است.
در زمينه مناسبات بين المللي نيز، تقويت جايگاه اوپك از طريق گسترش پيوندهاي همكاري با اعضاي سازمان و ديگر كشورهاي توليد كننده و مصرف كننده نفت، از جمله اهدافي بود كه از سوي وزارت نفت جمهوري اسلامي پيگيري شد .

به جرأت ميتوان گفت كه صنعت نفت ايران، طي سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي به ويژه چند سال اخير و به دنبال مناسب شدن فضاي بين المللي وكم رنگ شدن تحريم اقتصادي امريكا عملكردي درخشان و كارنامه اي ممتاز داشت واينك در بيست وچهارمين سال خود اتكايي وتجلي حقيقي صنعت ملي نفت؛ با فن اوري روزآمد، مديريت قدرتمند و نوآور، نيروي انساني ماهر، با تجربه و خلاق، آينده نگري در هدف گذاري و برنامه ريزي طرحهاي توسعه، با اقتدار كامل به پيش ميرود .
---------------------------------------------------------------------------------

مقاله شماره 2 :

نفت در مسجدسليمان
پنج شنبه ۰۴ خرداد ۱۳۸۵
نفت میراث راز آلود زمین :
۵ خرداد ماه روز استخراج نفت در مسجدسلیمان را، شاید بتوان روز تولد این شهر نامید ، شهری که امکانات هر چند ناچیز و به نوعی مدنیت خود را مدیون نفت و مکتشفین آن است.
۱۵۱ سال پیش اولین کارشناس نفت به نام لوفتوس "Luftus" وارد سرزمین بختیاری شد و از حوضچه های قیر مسجدسلیمان بازدید و مقاله ای منتشر کرد و در آن مقاله اظهار نمود :
"احتمالا تعداد زیادی از این مخازن در کوهستان های بختیاری ، در فواصل بین آتشکده کهنه و مزبور(سرمسجد فعلی) و کوه آسماری (بین مسجدسلیمان و هفتکل) که به طور طبیعی قیر از حوضچه ها تراوش می کند وجود دارد...."
نیم قرن پس از بازدید لوفتوس از حوضچه های قیر ،مهندسی به نام "ژرژ برنارد رینولدز Reynolds"" که به استخدام "ویلیام ناکس دارسی "William. Knox. Darcy" ــ دارنده امتیاز نفت ــ درآمده بود، وارد مسجدسلیمان شد . وی کار حفاری اولین چاه نفت در مسجدسلیمان را در تاریخ ۲۳ ژانویه ۱۹۰۸ میلادی برابر با سوم بهمن ماه سال ۱۲۸۶ ه.ش آغاز کرد .
اول ماه مه، کار سریعتر دنبال می شد و مته ی حفاری شبانه روز و بی وقفه در حال کندن زمین بود تا اینکه روز چهارشنبه ۱۶ ماه مه سال ۱۹۰۸ م . بوی گاز استشمام شد و درست ۱۰روز بعد یعنی تاریخ ۲۶ ماه مه ۱۹۰۸ م . برابر با ۵ خرداد ماه ۱۲۸۷ ه.ش و دقیقا ۹۸ سال پیش مته حفاری چاه، آخرین ضربه خود را به صخره ای که روی معدن معروف مسجدسلیمان قرار گرفته بود وارد آورد و نفت در عمق ۱۱۸۰فوتی ( برابر با ۳۶۰ متر ؟!) از چاه شماره یک مسجدسلیمان با فشار زیادی فوران کرد.
این روز یکی از با شکوه ترین دقایق تاریخ صنعت نفت در خاورمیانه بود. این چاه در هر روز ۸۰۰۰ گالن یعنی ۳۶۰۰۰ لیتر در روز نفت تولید می نمود.... فوران نفت به حدی هیجان انگیز بود که کارگران بختیاری شروع به گاله زدن کردند و به دور دکل می رقصدیدند....
شیر دهانه چاه شماره "اف_7" مسجدسلیمان در فاصله بین نوامبر۱۹۱۱ میلادی یعنی آغاز بهره برداری از چاه تا آوریل ۱۹۲۶ میلادی که چاه بلوکه شد و نفت آن ته کشید تقریبا 7 میلیون تن نفت تولید کرد . این شیر چاه بعد ها از مسجد سلیمان حمل و در جلو در ورودی ساختمان مرکزی شرکت نفت انگلیس "بریتانیک هاوس"در انگلستان نصب گردید.
بر روی پلاکت شیر چاه این عبارت نوشته شده است:
((کسانیکه از منافع ناشی از حجم عظیم تولید این چاه نفت اطلاع دارند لازم است هنگام عبور از مقابل آن کلاه خود را به پاس احترام از سر بردارند.))
و اما:
اما ای کاش به جای رقصیدن و گاله زدن برای مظلومیت خودشان و شهرشان توشمال چپی می زدند وگاگریو می خواندند چراکه نفت را بردند و سرمایه ها صرف مخارج دیگر امور شد وهیچ چیزی عاید مسجدسلیمان نشد و تا کنون نیز نشده حتی ارزشی که که خارجی ها برای آنجا قایل شدند را داخلی ها قایل نشدند، فقط اسمی و یادگاری از آن زمان به نام چاه شماره یک و شهر مسجدسلیمان به جا مانده.......

منابع :
تاریخ مسجد سلیمان : نوشته دانش عباس شهنی
رئیس نفت : نوشته علی یعقوبی نژاد