رودخانه کارون

کارون به عنوان بزرگترین رودخانه ایران با طول 850 کیلومتر از کوههای بختیاری سرچشمه گرفته و ضمن احیای زاینده رود اصفهان با پیچ و تابهای بسیار دو استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان را در نوردیده و سرانجام به خلیج فارس می ریزد. کارون تنها رودی است که قابلیت کشتیرانی داشته و انگلیسی ها تا سالهای اخیر با کشف سر هنری لایارد در بستر این رود، کالاها و ابزار صنعتی خود را از طریق آب راههای خلیج فارس و مسیر کارون ضمن عبور از اهواز تا درخزینه در نزدیکیهای مسجد سلیمان به وسیله کشتی ها و لنج ها به نخستین چاه نفت واقع در میدان نفتون مسجد سلیمان می رسانده اند.

مسير عبوري رودخانه كارون از شهرستان هاي شهركرد، بروجن، لردگان، ایذه، مسجد سليمان، شوشتر، اهواز و خرمشهر، استان های چهار محال و بختياری و خوزستان است. كارون رودي دايمي است و حوزه آبريز آن خليج فارس است. طول آن 890 كيلومتر و ارتفاع سرچشمه آن 3000 متر از سطح درياست. ارتفاع ريزشگاه آن در خليج فارس صفر و شيب متوسط 3/0 درصد است. مسير كلي آن نخست جنوب شرقي سپس غربي و شمال غربي است و در شهرستان هاي شوشتر و اهواز و خرمشهر جنوب غربي است.

ميانگين آبدهي آن سالانه 18700 ميليون متر مكعب (ايستگاه اهواز) 20177 ميليون متر مكعب (ايستگاه رامين) 10487 ميليون متر مكعب (ايستگاه گدار لندر) و 12125 ميليون متر مكعب (ايستگاه گتوند) است. رود كارون كه پر آب ترين و طويل ترين رودخانه ايران به شمار ميآيد از چشمه سارهاي دامنه كوه هاي ونگ و زردكوه واقع در دهستان شوراب در 91 كيلومتري غرب شمالي شهركرد سرچشمه گرفته و بنام آب كوهرنگ از دره شرقي زرد كوه به سوي جنوب شرقي روان ميشود.

كارون در دامنه شمالي كوه چهل خشت با دو ريزابه كوچك مخلوط ميشود و قبل از ورود به درياچه سد كوهرنگ با يك ريزابه نسبتا بزرگ درهم ميآميزد. پس از ورود به درياچه سد كوهرنگ قسمتي از آب آن توسط تونلي كه در شكم كوه كاركنان حفر شده به سرچشمه هاي زاينده رود ميريزد و قسمت ديگر آن از سد عبور نموده و از طريق دره شرقي زرد كوه به دهستان بيرگان وارد ميشود. در اين دهستان با دو سه ريزابه نسبتا عمده مخلوط ميشود و پس از پيمودن دامنه شرقي كوه قيصري به دهستان دو آب وارد ميشود. در اين دهستان نخست با آب دو آب در هم مي آميزد و پس از طي دره شرقي كوه هفت كرتان به دهستان پشتكوه از شهرستان بروجن داخل ميشود. در اين دهستان نخست با آب كري سپس با آب تنگ محمود و بعد از آن با رودخانه سبزكوه مخلوط ميشود و از طريق دره ميان كوه هاي لجن و سبزكوه (در شمال) و كوه هولن در جنوب به دهستان لردگان وارد ميشود. در مقابل دماغه شرقي كوه هولن با رودخانه كره مخلوط شده و رو به غرب تغيير مسير ميدهد و با پيمودن دره جنوبي كوه هولن از كنار روستاهاي دشت ارمند و سونك Sunak ميگذرد و با چند ريزابه كم اهميت مخلوط ميگردد. در ورود به دره جنوبي كوه دول گير با آب سرخون مخلوط شده و در يك كيلومتري جنوب شرقي روستاي كَبوسي با آب بازوفت كه يكي از ريزابه هاي مهم كارون به شمار مي آيد در هم مي آميزد و رو به جنوب به دره ميان كوه هاي شش بر (در شرق) و اَته (در غرب) وارد ميشود. در انتهاي جنوبي دره مزبور با رودخانه منج مخلوط ميشود و از طريق دره جنوبي كوه آته بسوي روستاي چته روان ميشود. در يك كيلومتري غرب جنوبي روستاي مزبور با رودخانه خرسان كه يكي ديگر از ريزابه هاي مهم كارون محسوب ميشود مخلوط شده و رو به سوي شمال غربي تغيير مسير ميدهد و پس از طي بخشي از دهستان ميانكوه از استان چهارمحال و بختياري خارج شده و از طريق دهستان دنباله رود به استان خوزستان وارد ميشود. در اين دهستان با چند ريزابه كوچك و كم اهميت مخلوط گشته و رو به شمال غربي وارد دهستان سوسن ميشود و دره غربي كوه لَندَر را با پيچ و خم هاي بسيار طي ميكند و به دره شمالي كوه گَزير وارد ميشود. در اين دره نخست با آب دره برده نخش و سپس با آب سوسن در هم مي آميزد و با دور زدن كوه گزير بسوي جنوب غربي تغيير مسير داده و به دهستان ايوه وارد ميشود. در اين دهستان نخست با آب سرحوض و سپس با رود سبز آب و رودخانه مرغاب مخلوط ميشود و رو به غرب به شهرستان انديكا داخل ميشود و رو به شمال غربي متوجه شده و به شهرستان لالي وارد ميشود. در شهرستان مزبور با رودخانه هاي شور و آب كيارس مخلوط شده و با دور زدن كوههاي كشگله كوه و برداگپ به دهستان عقيلي از شهرستان شوشتر وارد ميشود و پس از آن به دهستان گتوند داخل ميشود و رو به جنوب متوجه شده و بسوي شهر شوشتر روان ميشود.

كارون در 8 كيلومتري شمال شرقي شوشتر با رودخانه شور مخلوط ميشود و پس از عبور از شهر شوشتر به سوي جنوب غربي متوجه شده و به دو شاخه اصلي شرقي و غربي تقسيم ميشود. شاخه شرقي يا رود كارون و شاخه غربي يا شطيط دهستان ميان آب را در بر ميگيرند. شاخه شرقي پس از مخلوط شدن با رودخانه هورام در بند قير مجددا به شاخه غربي متصل شده و در همان جا نيز با رودخانه دز كه بزرگ ترين و مهمترين ريزابه كارون به شمار ميآيد در هم مي آميزد. از آنجا به دهستان عنافچه از شهرستان اهواز داخل ميشود و با پيمودن پيچ و خم هاي فراوان به سوي شهر اهواز روان ميشود و پس از طي دهستان اسماعيليه به دهستان هاي برزين و خرمان از شهرستان خرمشهر داخل ميشود. در شرق شهر خرمشهر به دو شاخه تقسيم ميشود. شاخه شرقي بنام رودخانه بهمنشير رو به سوي جنوب شرقي جريان يافته و از طريق خورموسي به خليج فارس راه مييابد و شاخه غربی كه از جنوب خرمشهر مي گذرد به رودخانه اروند ميريزد.


مقاله : كارون، يادگاری از تمدن های كهن خوزستان

شهزاد شکيبا

همواره عمران و آباداني كنار رودخانه ها پديد آمده اند و بر مبناي همين اصل بوده كه ضرب المثل معروف «آب، آباداني است» به تدريج در فرهنگ مردم سرزمين ما شكل گرفت و به وجود آمد.

خوشبختانه كتب تاريخي، اكتشاف هاي باستان شناسي و اظهارات مورخان نيز اين موضوع را به خوبي روشن مي كند كه همواره تمدن و آباداني از كنار رودخانه ها و منابع آبي آغاز شده است. امروز با كاوش هايي كه در جلگه بين النهرين در كشور عراق، جلگه رود نيل در مصر، جلگه خوزستان در ايران و دشت هاي سند و پنجاب در شبه قاره هند صورت گرفته، وجود تمدن هاي بزرگي چون فراعنه، سومري ها و بابلي ها در حاشيه رودخانه ها اثبات شده است. تمدن عظيم ايلامي ها نيز در كشورمان در كنار رودهاي كرخه، دز و كارون شكل گرفته است.

معبد چغازبيل يا زيگورات واقع در شهر باستاني «دوراونتاش» كه به دست «اونتاش گال» پادشاه معروف ايلامي ساخته شده داراي سيستم آب رساني پيشرفته اي بوده است. اين معبد و شهري كه معبد در وسط آن قرار گرفته در كناره هاي رودخانه كرخه ساخته شده است و در حال حاضر حدود شش هزار سال از خدمت آن مي گذرد. زمين شناسان شركت نفتي ايران و انگليس از جمله «لفتوس» انگليس، زماني كه در اين محل مشغول گمانه زني و شناسايي زمين جهت اكتشاف نفت بودند به وجود تپه اي به شكل زنبيل وارونه در محل چغازنبيل كنوني پي بردند و در گزارش هاي خود به وجود اين تپه اشاره كردند و همين نكته موجب شد تا در سال هاي بعد هيات باستان شناسي فرانسوي به سرپرستي پروفسور گيريشمن در اين تپه مشغول حفاري شده، معبد و شهرهاي اطراف آن را كشف كنند. اين معبد و نيز حفاري هاي بعدي شهر باستاني شوش نشان داد كه در خوزستان نيز تمدن هاي گذشته همواره در كنار رودخانه ها به وجود آمده اند.

به عقيده باستان شناسان سيستم آبرساني اين معبد يكي از شاهكارهاي فن آبياري و در عين حال يكي از عجايب جهان است.

آن چه مايه تعجب كارشناسان است سيستم انتقال آب از رودخانه كرخه واقع در 34 تا 40 كيلومتري معبد به درون آن است. البته امروزه رودخانه دز شرق اين معبد عبور مي كند و بسيار نزديك تر از رودخانه كرخه است اما احتمال مي رود كه در زمان ساخت اين شهر و معبد چغازنبيل مسير رودخانه دز با مسير فعلي منطبق نبوده و خيلي دورتر از معبد قرار داشته است.

«پير آميد» نويسنده كتاب معروف تاريخ عيلام درباره اين سيستم پيشرفته آب رساني مي نويسد: «سيستم پيشرفته آب رساني در اين معبد به طبقات فوقاني و نيز مجهز بودن آن به سيستم جامع جمع وري فاضلاب و آب باران تعجب آور است.»

آب رساني و فن آبياري در ميان عيلامي ها از اهميت والايي برخوردار بود ضمن اين كه بعدها و در زمان هخامنشيان با توجه به تعاليم مذهب زرتشت آب تقديس شد و توجه به درخت و آبياري ارزش بيشتري پيدا كرد. بدون شك استفاده از منابع آب رودخانه هاي خوزستان مورد عنايت خاص آنها بوده است. علاوه بر تاكيدات مذهب زردشت كه آباداني و سرسبزي را كاري ايزدي و ويراني مزارع و خرابي آن را كاري اهرمني مي داند، شرايط آب و هواي گرم خوزستان و نياز مردم به آب براي رهايي از گرماي سوزان دشت، علت ديگري براي استفاده بيشتر از آب رودخانه ها بود. مطابق مندرجات كتاب «فن آب و آبياري در ايران باستان» از انتشارات وزارت آب و برق در سال 1355، در زمان هخامنشيان زمين هاي منطقه عقيلي واقع در شمال شهر شوشتر توسط نهري به نام «نهر شاهي»كه در بالادست شوشتر از كارون جدا مي شده، آبياري و مشروب مي شده است. همچنان كه در زمان اين سلسله «راه شاهي يا جاده شاهي» ارتباط دو پايتخت شاهان هخامنشي يعني شوش و پاسارگاد و بعدها تخت جمشيد يا پرسپوليس را فراهم مي كرد، بدون شك از روي رود كارون نيز عبور مي كرد. لذا مجبور شده اند پلي نيز در حدود شوشتر بر روي كارون بنا كنند كه بقاياي آن هنوز در شوشتر باقي است، به طوري كه تاريخ حكايت مي كند، حفر قنات براي اولين بار در جهان، در ايران و در عهد سلسله هخامنشي متداول شده، سپس از ايران به ساير نقاط جهان سرايت كرده است. اولين رشته قنات ها در ايران آن زمان (امپراتوري هخامنشي) و نيز ظاهرا در نواحي شمال غرب فلات ايران يعني در حدود آسياي صغير و تركيه فعلي و در حدود شهرهاي دياربكر و آمد (AMED) حفر شده و استفاده از آب قنات و آب هاي تحت الارضي نيز ابتدا براي استفاده در استخراج سرب از معادن سرب آن مناطق بوده است (همچنان كه در استخراج طلا نيز از آب استفاده مي كنند.)

پس از سلسله هخامنشيان، اشكانيان و به ويژه شاهان سلسله ساساني مانند اردشير بابكان، موسس اين سلسله و شاپور فرزندش توجه بسياري به عمران و آباداني خوزستان به ويژه آبياري بر رودخانه ها و رودخانه كارون مبذل داشتند. به دستور آنها پل ها، بندها و سدهاي بسياري بر كارون احداث شد. در حقيقت گذشته از سدهايي كه روي ساير رودخانه هاي خوزستان ساخته شد مانند سد ايوان كرخه، به دستور اردشير بابكان سد اهواز يا «بند اهواز» كه به سد خدا آفرين معروف شد در اهواز در حدود هتل فجر كنوني بر كارون احداث و كانال هايي از آن به سمت راست و چپ كارون كشيده شد كه مزارع غرب و شرق اين رودخانه بزرگ را مشروب مي كرد.

آثار اين بند هنوز در اهواز بالاتر از پارك جزيره بر كارون وجود دارد كه معروف سنگ كمر يا كمر سنگي است. اين بند تا حدود قرن ششم وجود داشته و پس از آن به علت تغيير مسير رودخانه مسرقان از مسير خود و برگشت مجدد آن به رود شطيط و اتصال اين دو در بند قير، آب كارون در محل بند اهواز بيشتر شده و بند اهواز تحمل فشار آن را نياورده و شكسته مي شود. با شكسته شدن بند كارون، اهواز نيز رو به ويراني نهاد چنان چه از قرن هشتم هجري تا زمان قاجاريه به ندرت از آن در كتب تاريخي نامي برده مي شود.

در اهواز علاوه بر سد خدا آفرين يا سد اهواز كه به وسيله اردشير بابكان ساخته شد، نهري نيز به نام «نهر شاهجرد» بالاتر از سد اهواز در سمت چپ كارون (سمت شرق كارون) احداث شد كه آب كارون را به داخل شهر اهواز هدايت مي كرد و آب شرب مردم شهر اهواز از آن تامين مي شد. سد اهواز و نهر شاهجرد و نهرهاي منشعب از بند اهواز موجب رونق كشاورزي و به ويژه موجب اعتلاي كشت نيشكر گرديد، به طوري كه اهواز را «انبار شكر بصره»نام نهاندند و قند سازان اهوازي به ساير مناطق جهان جهت آموزش صنعت استحصال شكر از نيشكر و ساختن قند از شكر مسافرت مي كردند. در همين زمان شاخه گرگر كه ر شمال شوشتر از كارون جدا شده بود مستقيما بدون آن كه به كارون (شطيط) بپيوندد از شرق اهواز عبور كرده به خليج فارس مي ريخت. در شهر اهواز روي شاخه گرگر در مسير راه اهواز به رامهرمز پلي به نام پل اربك ORBAK احداث شده بود كه مسافرين اهواز به رامهرمز بايد از روي آن عبور مي كردند. در همين زمان است كه اهواز و خوزستان را «شكرستان» مي گفتند و حكيم نظامي سراينده خمسه نظامي در كتاب خسرو و شيرين آن جا كه داستان آمدن شيرين به جست و جوي خسرو پادشاه ساساني از ارمنستان به ايران و عبور از خاك خوزستان را نقل مي كند، ضمن ابياتي تلويحي ملاحت و زيبايي شيرين ارمن را به شكر خوزستان تشبيه مي نمايد و مي گويد:

سخن در وصف خوزستان نامی

ز استاد سخن بشنو نظامی

مگو شكر حكايت مختصر كن

چو گفتی، سوی خوزستان نظر كن


پس از ساسانيان (در قرون اوليه اسلامي) و فتح ايران به دست اعراب و مسلمانان، خوزستان همچنان موقعيت كشاورزي خود را حفظ كرده بود. شهر اهواز همچنان داراي انبارهاي پر از شكر بود و شكر به علت انبار شدن به مدت طولاني در انبارها، توليد نوعي عقرب مي كرد. لذا بين اعراب اهواز به شهر عقرب ها معروف شد و هنگام ذكر نام آن از عبارت «الاهواز و العقاربه» استفاده مي شد كه معني اهواز و عقرب هايش را مي دهد.

همان طور كه كاشان به قالي هايش معروف بود. علاوه بر اهواز كشت نيشكر در شوشتر و شهر عسكر مكرم يا لشگر مكرم و روستاي مسرقان نيز رواج كامل داشت و ني عسكري از معروف ترين واريته هاي نيشكري آن روز است كه منسوب به شهر عسكر مكرم بود. از قرن ششم هجري به بعد همان طور كه گفته شد به علت شكسته شدن سد اهواز، شهر اهواز رو به ويراني نهاد و كشت نيشكر از رونق سابق افتاد و متاسفانه پس از اين تاريخ تا زمان صدارت ميرزا تقي خان اميركبير صدراعظم معروف و مقتدر ناصرالدين شاه قاجار از طرف دولت هاي وقت ايران اقدامي براي احياي كشت نيشكر در خوزستان به عمل نيامد.

مهم ترين اتفاقي كه در دوره ناصرالدين شاه در مورد رودخانه كارون رخ داد واگذاري امتياز كشتيراني در اين رودخانه به انگلستان است. ناگفته نماند كه پيش از آن انگليسي ها كه به شدت علاقه مند به گرفتن امتياز كشتيراني در كارون بودند نيز به صورت محرمانه و دور از چشم ماموران دولت ايران اقدام هايي، جهت اندازه گيري عمق كارون و آبخور كشتي ها جهت تردد در كارون و غيره به عمل آورده بودند كه از جمله اين اقدام ها، مطالعات محرمانه سر هنري روستن لايارد در اندازه گيري عمق و جريان گذار آب كارون در زمان قاجارها بود. وي مدت ها بين بختياري ها و خوانين بختياري زندگي كرد و تلاش هاي بسياري براي اخذ امتياز كشتيراني در كارون انجام داد. اگر چه در زمان وي نتيجه اي به دنبال نداشت، اما در زمان جانشينان ديگر او چون سر هنري راولينس سرگرد ارتش انگليس در هندوان و ساير مردان و جاسوسان انگليسي كه به ترتيب در لباس جهانگرد، زمين شناس، باستان شناس، مامور سياسي، وابسته نظامي و غيره به ايران و خوزستان مي آمدند كاملا مثمر ثمر واقع شد و بالاخره در زمان ناصرالدين شاه قاجار و حكمراني حسين قلي خان نظام السلطنه مافي والي خوزستان در سال 1313 هجري امتياز كشتيراني در كارون به كمپاني برادران لينچ واگذار شد و متعاقب آن راه زميني اهواز به اصفهان از طريق منطقه بختياري و تقريبا به موازات مسير كارون نيز به شركت موصوف واگذار شد كه تحول مهمي از نظر رساندن كالاي انگليس از بنادر جنوب به شهرهاي مركزي ايران و مخصوصا اصفهان بود.
با انقراض سلسله قاجاريه و روي كار آمدن سلسله پهلوي بهره برداري از كارون و رسيدگي به آباداني عمران خوزستان وارد مرحله تازه اي شد با تشكيل سلسه پهلوي، رضاخان در سركوب خوانين بختياري و عرب، چون شيخ خزعل كعبي كوشيد. خزعل كه با اقتدار تمام چون اميري مستقل در خوزستان فرمانروايي مي كرد از حالت ملوك الطوايفي و خانخاني و شيخ تازي بيرون آمد و واليان و استانداران آن از مركز و توسط دولت مركزي تعيين و انتصاب مي شدند. لذا دولت مركزي براي بهره گيري از منابع زيرزميني و آبي _ خاكي خوزستان طرح ها و پروژه هاي بسياري تدارك ديد كه البته عمده اين طرح ها و پروژه هاي آبي _ خاكي، توليد نيروي برق، احيا كشت نيشكر به ترتيب در عصر قاجار به وسيله ماموران انگليسي و سپس در زمان پهلوي توسط شركت نفت ايران و انگليس مقدمات مطالعه و بررسي امكانات اجراي آنها فراهم شد كه متعاقبا پس از جنگ دوم جهاني از محل كمك هاي فني و اقتصادي آمريكا تحت عنوان «اصل 4 ترومن» اقدامات عملي آنها شروع شد.

عمران و آباداني جلگه خوزستان و بهره برداري از رودخانه كارون پس از جنگ جهاني دوم در زمان سلسله پهلوي به شدت مورد توجه قرار گرفت. در حقيقت بايد مهم ترين مرحله آغاز سازندگي و عمران در خوزستان مروبط به كمك هاي كشور آمريكا به ايران در قالب برنامه «اصل 4 ترومن» دانست. به موجب قراردادي منعقد شده بين ايران و آمريكا پس از جنگ دوم جهاني از محل برنامه اصل 4 ترومن كمك هاي مالي و فني در اختيار كشور ايران قرار گرفت. آن زمان هنوز سازمان برنامه و بودجه تشكيل نشده بود و طرح هاي عمراني كشور متولي مخصوصي نداشت، اما پس از تشكيل سازمان برنامه و بودجه در سال 1324 هجري شمسي سازمان مزبور جهت عمران خوزستان (ايجاد سدهاي مخزني و تنظيمي و انحرافي روي رودخانه به منظور توليد برق و احيا كشاورزي و كشت نيشكر) از محل كمك هاي مالي و فني آمريكا موسسه اي به نام موسسه عمران خوزستان ايجاد كرد. تمام كاركنان و كارشناسان اين موسسه آمريكايي بودند و تنها چند ناظر ايراني همراه نفرات آمريكايي از طرف سازمان برنامه و بودجه با اين موسسه همكاري مي كردند. دولت ايران پس از مدتي اقدامات موسسه عمران خوزستان را به لحاظ عمران و آباداني جلگه خوزستان مثبت تشخيص داد، موسسه عمران خوزستان را در سال 1335 شمسي به سازمان آب و برق خوزستان تبديل كرد و اساسنامه آن را در سال 1337 به تصويب مجمع عمومي مركب از وزراي آب و برق، كشاورزي و غيره رسانيد. از اين به بعد ايراني ها خود به صورت مستقل و در قالب سازمان سازمان و موسسه اي كاملا ايراني ولي با كمك هاي مالي و فني آمريكا در قالب پروژه اصل 4 ترومن، عمران و توسعه منابع مختلف خوزستان از قبيل آب، خاك، توليد برق، احيا كشت نيشكر، توسعه كشاورزي، مطالعه روي بافت خاك هاي استان، اندازه گيري آب رودخانه و غيره را آغاز كردند. پس از تشكيل سازمان آب و برق خوزستان در سال 1335 بلافاصله در سال 1336 شمسي، مطالعه توسعه منابع آب رودخانه كارون توسط شركت «عمران و توسعه منابع نيويورك» آغاز شد و بعدها شركت هاي ديگري چون «هارزا _ فرمانفرمائيان» به صورت شركت مختلط ايراني، آمريكايي مطالعات را ادامه دادند كه طرح سد مخزني كارون و سد انحرافي و تنظيمي آن در گتوند و شبكه آبياري كشاورزي واقع در آبخور آن، نتيجه اين مطالعات هستند. دنباله اين مطالعات به صورت مطالعات تكميلي، توسط مهندسين مشاور ايكرز عمران زمين و توسعه منابع آب ادامه يافت و ساخت سدهاي مخزني كارون 2 و 3... و شبكه هاي آبياري ناحيه شمال خوزستان در دزفول و شبكه آبياري جنوب اهواز و جزيره آبادان پيشنهاد شد.

در سال هاي پس از انقلاب نيز مطالعات بسياري در مورد رودخانه كارون و احداث سدهاي جديد و بهره برداري هاي نوين از اين رودخانه صورت گرفته است و در حقيقت مطالعات و بررسي هاي فراوان توسط شركت هاي مختلف ايراني و خارجي و كارشناسان مختلف اعم از مامورين دولتي انگليس، زمين شناسان و متخصصين آبياري شركت نفت ايران و انگليس سابق، كاركنان شركت آلماني اولن (Ulen)، كارشناسان سازمان خواربار و كشاورزي F.A.O، متخصصين و كارشناسان اصل 4 آمريكا در ايران، كارشناسان ايراني سازمان آب و برق خوزستان، كاركنان شركت هاي مهندس مشاور آمريكايي D&R، ايكرز، هارزا، مهندسين مشاور ايراني چون پاپيلا و ويسان مهندسين مشاور ديگر ايراني چون مهاب قدس، عمران ايران زمين، توسعه منابع آب، دز آب، پندام، آبسو و غيره انجام گرفت و اكنون منجر به احداث سدهاي مختلف مخزني براي توليد برق، تنظيمي و انحرافي براي جلوگيري از سيل و كشاورزي، شبكه هاي آبياري مدرن كشاورزي، پروژه هاي مختلف كشت و احيا نيشكر چون هفت تپه كارون _ ميان آب _ توسعه نيشكر _ طرح هاي جامع كشاورزي چون حوزه مياني كارون _ طرح هاي شيلات و پرورش آبزيان چون شرکت پرورش ميگوي آزادگان در جنوب اهواز شده است.

رودخانه كارون كه سابقه تاريخي كهن را پشت سر گذاشته هم اكنون و به ويژه در سال هاي پس از انقلاب با آلودگي هاي بسياري دست و پنجه نرم مي كند. ورود هزاران تن فاضلاب صنعتي و شهري به اين رودخانه رمق نفس كشيدن و حيات را از آن گرفته، كارون شريان حياتي خوزستان هم اكنون يكي از آلوده ترين رودخانه هاي كشور محسوب مي شود و حالا كه ديگر به دليل ورود حجم عظيم آلاينده هاي محيطي زلال و شفاف نيست بار ديگر فصل تازه اي از مطالعات و اقدامات براي رسيدگي به وضعيت آلودگي آن و نيز تحقيق و پژوهش درباره سابقه كهن تاريخش آغاز شده، اما اين كه آيا اين اقدامات مي تواند مانع از ورود حجم عظيم آلاينده ها به كارون شود و جاني دوباره به بزرگ ترين رودخانه كشور ببخشد، امري است كه تنها گذشت زمان صحت و سقم آن را مشخص مي كند

فهرست جامع الفبائی

نقشه ها

رویدادها

مکان ها

شخصیتها

کتابنامه

تاریخ

جغرافیا، اقلیم و طبیعت

اقتصاد، تجارت و صنعت

فرهنگ، هنر و جمعیت

دیدنیهای خوزستان

دستاوردهای انقلاب

دفاع مقدس

ارسال مطلب